به مناسبت 22 تیرماه "روز لُر "
شیت ِ شات اِیا
شیتس خَوش ملیله
به کوگی مونه
که ساکِ چَویله
شیت شات اِِیا
شیت کُرِ شُونه
به کوگی مونه
ساکِ بَرد ایخونه
با من به تروک
تا شیتِ "نی شیتی "
که تاتی کرده است
از شبانانی کوچک
و"نون به تِلانی" بزرگ
که مزدشان کهنه پوشی ارباب
و یک شکم سیر خوابیدن است
همان از اسب فتادگان رمه دار
که با زین اسبشان
یکی یکی به خاک می رفتند
روزی بابِل رافتح
دریای سرخ و سیاه را
پی یا
دروازه دار زاگرس
بر هر گُجستگانی "ره بندون "
تا آنجا که
شیت و شات جوانی ام را
در دوالالی های آواز زنی جوان
از گلوی کبکی دری
به غارت رفت
گرچه اکنون
رختم را
دِهرِسته ! می بینی
اما اصلم را
نه پِهرِسته ببین!
که هرکز
جای آب و نانی را
برای هیچ غارتیی
نگرفته است
+++++++++
صدای سوت بچه چوپانی می آید این صدا چه خوشاهنگ است گویی به صدای کبکی می ماند که بر سایه ی گیاه چویل می خواند و یا در سایه ی سنگی .
نی شیت : نی چوپانی
نون به تلی : کار مزد فقط سیرکردن شکم بدون دستمزد .
دهرسته : پارگی لباس
نه بهرسته : دور نشده - نه پریده