از دهقان فداکار تا چوپان فداکار...
از دهقان فداکار تا چوپان فداکار " رهدار "
گاه حاکمیت شهرِ دل به اندیشه که پاسبان این شهر است آنچنان دستور می دهد که گویی در آن لحظه اندیشه هم مُرید کعبه ی دل می شود. زیبایی های طبیعت را همه می بینند و همه می اندیشند اما محدود کسانی هستند که فقط از دیدن هر موی متاثر نمی شوند و مویی را که همه می بینند، آن ِ درونش و پیچشش را با همه ی زیبایی می پسندند که این پیچش هم به تنهایی نمی تواند دلی را برانگیخته کند مگر دیگر عواملی چون حالت مو، رنگ، زمان و موقعیت نگاه، و یا خودِ دارنده مو و و و... . در اینجا زیبا پسندی شاید بزرگترین عاملی بود که این چوپان فداکار را وا داشت تا حاضر شود همه ی گوسفندانش را فدا کند، ولی این زیبایی طبیعت را، این پیچش موی حیات وحش را، با همه حرکت قهرآمیزش فنا نسازد. در فرهنگ فولک لریاتی , واز دیدگاه و منظرفرهنگ بومی این خبر ،به سروده هایی بر می خوریم که همه از این چنین اندیشه ای برخوردار اند، چون این سرودهای لُری بختیاری:
چویل و بَرفئو هر دون به کِنارُم
دَس نی نُم دس نیزنُم عهدی که دارم
گرچه گیاه چویل و برفآبها به فراوانی در کِنارم هستند به پاس پایبندی به این طبیعت به آنها دست نمی زنم چرا که به آن عهد وفا دارم. دست زدن مراد آسیب رساندن است که شاعر گمنام این سروده فرهنگ وفاداری و فداکاری نسبت به طبیعت را به زبانی ساده بیان می کند و در جایی دیگر:
ئی کُناره مَبُرین ای اَره دارون
ئی کُنار سایه اش خشه سی بی برارون
"این درخت کُنار را ای دارندگان اَره! هرگز نبُرید! زیرا که سایه این درخت کُنار چه خوش است برای کسی که در پناه سایه ی برادری نباشد".
کوگ تیله دار بَنگ تیله س ئیکِه
کوگ بی تیله گاگریوه س ئیکه
کبک جوجه دار جوجه هایش را به آواز فرامی خواند و کبک بدون جوجه با مرثیه اش سرگرم بود.
و دهها سروده ی که در وصف صید و صیادها که اشعار صیادانه در میان قوم لُر کم هم نیستند یا در سروده ای از آواز مرحوم استاد رضا سقایی به نام " تفنگ " که به تفنگ خطاب می کند کبک زیباست به آن تیر نزن و اگر هم گفته است که جای گوله ی تو سینه پلنگ است شعر این آواز چوغا و گلونی کنایه را خواسته است به تن بکند، به هر حال سروده های اینچنینی در شاخه های قوم لُر که نشان از طبیعتمداری و پاسداری از طبیعت را گذشتگان این قوم به فرزندانی چون این چوپان فداکار برادر نازنینمان آ نوروز حیدری وانهاده اند فراوان است.
گرچه دهقان فداکار با به آتش کشیدن پیراهن تن خود توانست جان مسافرین یک قطار را از برخورد با ریزش کوه مصون دارد و کار چوپان فداکار ما هم با خسارات مالی اش کمتر از آن کار دهقان فداکار آذربایجانی نیست که حیات وحش و طبیعتی را که روز به روز به نیستی می رود را از مرگ حتمی مصون دارد و با این حرکت اش درس بزرگی را به جامعه جهانی آموخت خود تاثیرپذیری اش بیشتر از هر دوربین محیط بانی است که رنج و مشقت فراوانی را می دانم و از نزدیک دیده ام را متحمل می شوند و نیز نصیحت و آموزشهای رسانه ای کارشناسان محیط زیست در رسانه های تصویری و صوتی ارائه می دهند و یا بیش از هر پوستری که نشان از پاسداری از طبیعت دارد را این جناب نوروز حیدری کمر همت بسته است. گرچه این همتبار با خسارات مالی متحمل شده ی سنگین و با دارا بودن صفت و غیرت گنج فداکاری اش بسیار بسیار ضرر جبران ناپذیری را برای خود رقم زده است ، اما آموزش و درس بزرگی که به همه ی چوپانان و دشمنان حیات وحش داد ، که به نظر بنده اگر از ایشان به پاس قدردانی پیکره ای از او در پایتخت های طبیعت ایران بسازند باز هم جبران خسارات نخواهد نشد، امید است که سازمان های مربوطه بتوانند این جبران خسارت را از نظر مالی مرتفع کنند شاید هم این جبران خسارت انگیزه و تشویقی برای دیگر چوپانان این مرز و بوم گردد.
حال از همه دوستداران طبیعت، وبلاگنویسان لُر، نمایندگان شهرهای لُرنشین در مجلس و نیز شوراهای شهر و سازمانهای حفاظت از محیط زیست و مراتع و جنگلها و سازمانهای شکاربانی خواهانیم تا برای تجلیل از این بزرگوار به گونه ای رسمی مجمعی را تشکیل دهند تا این گونه کارهای پسندیده به کوری نرود و دهقان فداکار هم شاهد تولد برادر چوپان فداکارش هم در جامعه باشد شاید این حرکت این چوپان فداکار قوم لُرانعکاس و ثبت جهانی را هم به دنبال داشته باشد که کمی حرکت وهمت می خواهد.
بدین جهت از همه شما لرهای غیور (بختیاری - مینجایی - لک - کهگیلوی - بویراحمدی - ممسنی ) خواهش مندیم که پشتوانه این باشید که این طرح به دولت تقدیم شده و از این چوپان فداکار غیور به عنوان چوپان فداکار در کنار دهقان فداکار تجلیل شده تا در همه جا انعکاس جهانی داشته باشد...


حال اگر شما جای این چوپان بودید چه می کردید؟
1- پلنگ را می کشتید؟
2- فرار می کردید؟
3- بخاطر زیبایی اش او را نمی کشتید و یا گاله فراری اش می دادید؟