گفتگو   از:  رهدار

پرسش:  جناب اقای آسترکی از آنجایی که شما همه ی هنر را یکجا دارید، هم شاعرید و هم پژوهشگر و هم خواننده و هم مجری شناخته شده ای در میان هنرمندان بختیاری هستید، اگر بخواهیم این چند مقوله را در یک سوال بگنجانیم هم اکنون چگونه تعریفی برای اوضاع هنر بختیاری  دارید؟

پاسخ: خدای را شاکرم که بقول شما  خورجینی از هنرها را یکجا در وجود  و بر دوش من گذاشته ومن را با دغدغه های بیشتری آفرید تا شاید بتوانم خدمت بیشتری به قوم لر وایل بختیاری انجام دهم. 
آسمان بار امانت نتوانست کشید .....
اما پاسخ سئوال اول شما اینستکه:  هم اکنون هنرمندانی بزرگ و بسیار افراد هنرمندی در عرصه های مختلف هنری در ایل بختیاری مشغول به کار هستند واین جای شکر دارد چرا که انعکاس واضح تر و خروجی بیشتری از این گروه به چشم ملیتها وقومیتهای دیگری میخورد و با همه دستی واتحاد بهتر ایلم را معرفی میکنند و اصلا پیشرفت هنری امروز ایل با دهه های گذشته قابل قیاس نیست چه برسد به سده های گذشته و من یک جمله ی را بارها تکرار کرده ام که: بختیاریها در گذشته سرداران جنگ بوده اند و امروزه سردار فرهنگ اند و هنرمند بختیاری هم نمی تواند داشته هایش را از مردمش جدا بداند یعنی گنجینه ی داشته های هنری اش همین مردم اند که در او الهام گذاری کرده اند و اثر بخشیده اند.

 

جناب آقای آسترکی چقدر این سخن زیبای شما ما را به یاد این سخن لوسین گلدمن می اندازد که می گوید:  «خالق اثر هنری جمع است.» در خلق یک اثر، مؤلف می تواند یکی از عومل یا فعل ها باشد. فرامتن به اندازه نویسنده،  در خلق و آفرینش اثر نقش دارد. جامعه، مردم، تاریخ، فرهنگ، واقعیت زمانه و خوانندگان هر کدام به انداره مؤلف، در شکل گیری اثر دخیل و سهیم خالق آفرینش ادبی، جمع است و فرد نیست. منظور این است که فرد نویسنده در حقیقت، عناصر خلاقیت خودش را از زمانه خویش می گیرد. از جامعه خودش می گیرد. از دنیای خودش می گیرد. هیچ هنرمندی نیست که عناصر آفرینش خودش را از زمانه و جامعه خویش نگیرد. نقش فرد این جاست و کارش این است که به این عناصر که پراکنده است، پیچیده است، آگاهی نیافته است، باز نشده است، آن چنان شکل و انسجام و آن چنان محتوایی می بخشد که نه فقط در حد زمانه خودش، بلکه برای قرن ها باقی می ماند.

 

پرسش:  با توجه به اینکه در برنامه های هنری و همایشها و جشنواره های گوناگونی شرکت و یا مجری بوده اید و یا برنامه های اجرائی داشته اید آیا در اهداف بلند بنای فرهنگی می توان از این همایشها بعنوان پی ریزان نوین فرهنگ لُری بختیاری یاد کرد؟ و تا چه میزان در احیای یک فرهنگ نقش داشته اند؟

 پاسخ: همایشها، جشنواره ها، انجمنها و کانونهایی که در هر زمینه ی هنری اجرا میشوند سنگ محکی هستند که هنرمندان را محک میزنند و نقد وبررسی آثار هنرمندان در انجمنها و کانونها باعث شناسایی عیوب هنری میشود وهنرمند را وامی دارد که رفع عیب کند و آثار بعدیش را قویتر بنا نهد و در همایشها وجشنواره ها هنرمندان هر کدام در حیطه ی هنری خویش خود را در دریایی از هنر غوطه ور می بینند که مجبورند برای به ساحل رسیدن دست و پا بزنند وهمین دست و پا زدنهاست که درس هایی را به ما می آموزد واز هر همایش و جشنواره بارعلمی وهنری بسیار بالایی را فرا میگیریم.  پس همایشها و جشنواره ها، کانونها و انجمنها نقش مهم وبسزایی در بالا بردن سطح آثار هنری دارند.

 

پرسش:  از آسیبهایی که اینگونه جشنواره ها را تهدید می کند بگوئید و این آسیبها تا چه مقدار به زیان فرهنگ بختیاری است؟

 

پاسخ : متاسفانه در اجرای یک همایش آسیب های زیادیست که میتواند به راحتی روحیه ی هنرمندان را تضعیف کند: 
- عدم وجود سرمایه واسپانسرهای قوی بعنوان اولین پشتیبان اجرای جشنواره.
- عدم همکاری ادارات و نهادها برای بهتر برگذار شدن جشنواره.
- عدم آگاهی برخی مسئولین واجرا کنندگان جشنواره.
- عدم توانایی در اجرای مجریان وعدم تسلط به زبان بختیاری برای مجریان و سخنرانان.
- عدم برنامه ریزی دقیق برای سخنرانان که متاسفانه گاها خارج از مطلب اصلی میشوند و با بحث های حاشیه ای و سنگین مستمعین را آزار میدهند.
- فراموش کردن هنر وهنر مند در برخی از جشنواره ها و گاها نقد. و سخنان مغروضانه ی برخی از دوستان نیز باعث سردی هنرمندان میشود.
- از همه مهمتر نبودن تلویزیون،  رادیو، ژورنالها و روزنامه های قدرتمند برای معرفی و بها دادن به هنرمندان بختیاری وهمه میدانیم که بزرگان جهان همه با تبلیغات بزرگ شده اند.

 

پرسش:  کمی هم برای خوانندگان این گزارش در خصوص آثار نوشتاری و صدایی تان بگوئید.

پاسخ:  سه مجموعه شعر به نام " عشق در ایل بختیاری"، " از پنجره"،  و " تُرنه طلا " چاپ کرده ام و دو مجموعه شعر دیگر آماده چاپ دارم. چند کار پژوهشی درعرصه فرهنگ وهنر بختیاری کرده ام که گاهها قسمتهایی از آنها نیز در روزنامه ها چاپ و منتشر شده اند که به امید خداوند به زودی کتاب خواهند شد. واژه نامه ی بختیاری را در دست کار دارم که به لطف خدا خوب پیش میرود. چند کنسرت داشته ام و برای ادامه کنسرت هایم برنامه ریزی کرده ام که انشا اله به زودی در اصفهان اجرا خواهم داشت. برای چند خواننده محبوب بختیاری ترانه سروده ام که کاستشان در بازار هست و سه کاست کامل از ترانه هایم با صدای دوستان به زودی وارد بازار میشوند، خط و نقاشی هم گاهی و...  زنده ام ومتحرک...

 

پرسش:   خدای را سپاس - آیا سعی کرده اید در کنار اهداف شعریتان جایی برای استفاده از واژگان فراموش شده لری بختیاری هم باز کنید؟ 

پاسخ:  یکی از دغدغه های اصلی من اینست که کلماتی را در گویشم و یا درشعرم بگنجانم که از یاد و ویرمان رفته اند و نگذارم کلملات و واژگان اصیل ایلم به فراموشی سپرده شوند و باور کنید الان که دارم این متن را به فارسی مینویسم انگار که دارند از قلب من ( فیتو) میگیرند و ای کاش برای جواب دادن به سئوالات استاد رهدار برای فارسی نوشتن ( سوک بنه چلوم نبید) تا به زبان بختیاری مینوشتم.

 

پرسش: آینده زبان لُری بختیاری را چگونه می بیند و چه راهکاری برای همتباران و گویشوران این زبان پیشنهاد می کنید تا به فرزندانشان زبان مادری را آموزش دهند؟

 

پاسخ : ما آینه ی تمام نمای فردایمان هستیم، همه چیز آینده به ما بستگی دارد چگونه میگویند آب کم مصرف کنیم تا برای آیندگان بماند اما نمیدانیم که باید به زبان مادری صحبت کنیم تا نسل زبانمان منقرض نشود!!! اگر در خانواده هایمان زبان بختیاری، لری و ایلی مان را جدی نگیریم زبانمان آینده ای نخواهد داشت. پس از همین دقیقه تصمیم بگیریم با هم بختیاری حرف بزنیم و بختیاری را به نسلهای آینده یاد بدهیم من در جلسات گوناگونی بابت این موضوع به اساتیدم درس پس داده ام که چند پیشنهادش را در اینجا بازگو میکنم 1- ترسیم وترویج الفبای بختیاری 2- تعیین و ترویج زبان معیار نوشتاری و گفتاری برای اینکه همه ی بختیاریها با یک زبان سخن بگویند 3- استفاده از واژه های قدیمی در مکالمات روز مره و انتقال به نسلهای جدید 4- مقابله با ضد فرهنگها و ضد ارزشها (مثل همین اس ام اس ها و جکهای غیر اخلاقی...) 5 آشنایی نسلهای جدید با تاریخ،  فرهنگ، تمدن واصالت ایل بختیاری وقوم لر چرا که دانستن گذشته ی درخشان ایل نسل جدید با رغبت بالاتری به فراگیری فرهنگ و زبان بختیاری میپردازند 6- ایجاد یک شبکه تلویزیونی دائم بختیاری و طراحی کتابهای آموزشی بختیاری 7- ترویج فرهنگ لباس پوشی بختیاری وتشویق بختیاری پوشان خوبم.

 

پرسش: ما را با یکی از شعرهایتان را که خودتان بیشتر دوستش دارید را با برگردان به فارسی پذیرایی کنید.

 پاسخ:  عزیزجان می دانید که هر آنچه هر هنرمندی و شاعری  یا نویسنده ای خلق می کند به مانند فرزندان خودش آفرینش هنری اش را دوست دارد آیا چه کسی می تواند بگوید من فرزندم را دوست ندارم؟  من هم چون هر هنرمندی آثارم را دوست دارم ولی  اگر فرصت نوشتن هست  دو غزل سروده  را تقدیم خواهم کرد:

غزل 1

 مخمل زلف تو گُهشست وباهار آبیده 
باد پیچسته منه ترنت و هار آبیده 

کوگ که مخملته دید وغزلخون آبید 
دشت و که مست صدا بلبل و سار آبیده 

گل لاله ادراهه و زمین سهر ایبو 
گل باوینه منی نیله سوار آبیده 

من رگ حشک زمین خین زنه قل چی چشمه 
دار حشک بو تونه اشنید و بیار آبیده 

همه جا پر ز کرنج ایبوهه چی موج میات 
حلکن زلف تو چی حلکن مار آبیده 

به یک ایریسه زمونه،  به یک ایپیچه زمین 
که یه تالی ز میا تار تو تار آبیده

 

برگردان:

مخمل زلف تو  از گره باز شد و بهاری فرا رسید ناگاه بادی وزیدن گرفت و تا زلفت را دید هار گردید،  کبک کوهی تا این مخمل را دید غزلخوان شد و دشت و کوه مست صدای بلبلان و سار در این بهار شدند.  لاله بر دمید و زمین را سرخ گون کرد و گل بابونه چون سواری تاختن آغازید.  رگ زمین را خون چون چشمه ای جاری شد و درخت خشکیده تا بوی تو به مشامش رسید از خواب زمستانی بیدارشد همه جا مواج از زیبایی می شود چون موج زلفانت و همه جا پر از چمبره طبیعت خواهد شد  زمان بهم خواهد رسید و زمین به هم  خواهد پیچید اگر تاری از زلف تو بخواهد جدا شود.

 

غزل 2

سیچه رهدی وناهادی به دلوم تش، ورگرد 
به خدا بی تو ابو حال مو ناخش، ورگرد 

غم دنیانه ناهادی سر شونم،  کشتیم 
دست وپام سستن ودایوم اکنوم غش،  ورگرد 

هس پلنگا مو ز سرما به دگشتن،  هرسا 
تو اچرخه منه ای لاش مو چی تش،  ورگرد 

رهدی و وستوم و ریسستم و پیسستمه سیت 
بی تو آبیدمه ایچو،  یه تنی لش،  ورگرد 

رستموم !  ای دفه چه کندنه سیت شغادون 
جون سهراو مرو،  بخت سیاوش،  ورگرد

 

برگردان:  

چرا رفتی و بر دلم داغ آتشی جای نهادی،  پس برگرد.  سوگند به خداوند که بی تو حال من خوش نخواهد بود. ،غم تمامی دنیا را تو بر دوشم گذاشتی و دست و پاهایم زیر بار درد و غم چه سست و لرزان بی حس  است. تمام استخوانهایم از زور این لرز سرما لرزانند  آنگاه که تب در وجودم  و پیکرم در چرخش است.  اما تو رفتی و من افتان و خیزان فرو ریختم و متلاشی گشتم و بدون تو در خور هیچ چیز نیست این پیکرم.  ای رستم من این بار شغادان برایت چاه کنده اند جان سهراب نرو  مرگ سیاوش برگرد! 

رباعی:  
از بود ونبود رمیده بودم،  ای عشق 
در سایه ات آرمیده بودم،  ای عشق 
از ترس جدایی به خودم میلرزم 
ای کاش ترا ندیده بودم! !! ای عشق 

دوبیتی:  
کله را بر جبین بگذار، سرباز 
دلت را در کمین،  بگذار سرباز 
جهان با صلح.  آرامش قشنگ است 
تفنگت را،  زمین بگذار سرباز

 

گپ دیندا (  وسخن آخر)؟

سخن آخر وسخن اول من همان دغدغه اول هر هنرمند و هر فرهنگمداریست که هر بختیاری موظف است فرهنگ بختیاری را مطالعه کند و شناختش را نسبت به قومیت خود بالا ببرد،  به داشته ها و گذشته های پر افتخارش ببالد و پند بیاموزد واصالت و زبان و فرهنگش را ضمن اینکه حفظ می کند ترویج دهد.  به امید سربلندی و سرسبزی ایل بختیاری وقوم لر. البته مردم قدر شناس بختیاری همیشه ی تاریخ قدر هنرمندان، شاعران، نویسندگان و خوانندگان خود را دانسته اند.