تبليغاتX
بُنه وار

بُنه وار
جشنواره شعر روستا
» آبان 1388
» مهر 1388
» مرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» بخش دوم - لرها در عراق فراتر از یک تصور
» لُرها در عراق فرا تر از يک تصور
» شعر ما در زهدان تجربه است
» معرفي كتاب
» رهدار بنه واری برای شاعران
» رهدار جای شما سبز بود
» گزارش ایبنا نیوز از جشنواره لری شعر بنه وار
» 20 شماره ای شادیانه
» فراخوان دومین جشنواره شعر بنه وار
» هماندیشی بنه وار

عیدتون مینه عیدا سه شنبه 1386/12/28

 

بهین جشن نوزوز مهین یادگار نیاکان به تو همتبارم فرخنده باد

 

بنام خداوند جان و خرد

 

کزین برتر اندیشه برنگذرد

 

 

 

هنگامیکه آگاه گشتم که در نوروز امسال قرار است که یک گردهمایی برای شاهنامه خوانی و شعر لری در روستای راهدار برگذار شود بسیار خشنود و شادمان شدم، بختیاری ها بعنوان یکی از اقوام ایران بزرگ از دیرباز با شاهنامه همدم و همساز بوده اند، بگونه ای که شاهنامه خوانی در بین بختیاری ها شیوه و روش خاص خود را دارد، این همزیستی با شاهنامه آثار نیکو خود که همانا خردورزی، گذشت، مروت، میهن دوستی و غیرو باشد را در بین این قوم برجای گذاشته است.

 

آنچه که شیوه شاهنامه خوانی را در نزد بختیاری ها با دیگر ایرانیان متمایز می سازد این است که  بختیاری ها شاهنامه را بگونه ای حماسی می خوانند، شاهنامه خوانان بزرگ هنگامیکه داستان رستم و سهراب و یا حمله عمربن سعد وقاص به ایران را می خوانند با نوای حزن انگیزشان شنونده را به آن دوران می برند، دل و جانش را پر ازغم و اندوه و اشک را بر چشمانش جاری می سازند.

 

 زمانیکه از دلاوری های رستم و دیگر یلان و پهلوانان ایران زمین سخن به میان است، شور و نیرویی چند برابر به هرایرانی میهن دوستی برای دفاع از ایران زمین، مردم و فرهنگ آن می دهند و هنگامیکه داستان بیژن و منیژه را می خوانند دل و جان آدمی را جلاء و روح انسان را نوازش می دهند.

 

عده ای با نقاله سرایی از اجر و ارزش و اهمیت شاهنامه در نزد برخی از ایرانیان نا آشناه به آن کاسته اند و شاهنامه را نه بعنوان یک کتابی که در آن انسان ایرانی تبیین شده است بکله به ابزاری برای تامین معاش تنزل داده اند.

 

جمعی از دشمنان ایران و ایرانی که کمر به نابودی مردم ایران و فرهنگ کهن و سترگ آنها بسته بودند نیز همواره با سرهم کردن جعلیاتی و نسبت دادن آنها به اندیش ورز طوس و شاهنامه سعی در ایجاد توهم و تخریب فردوسی و شاهنامه در بین ایرانیان نمودند که شوربختانه گاهن و در زمان هایی گرچه کوتاه و گذرا موفق بوده اند. گزاف نگفته و بیراهه نرفته ام اگر مرز بین ایران و انیران را همانا بزرگداشت و دون شمردن فردوسی و شاهنامه بدانیم.

 

 

اما در مرز فرزانه پرور ایران همواره فرزانگانی بوده و هستند که با کندوکاو در شاهنامه و اندیشه های ژرف و شگرف،  بزرگ فرزانه طوس پیام های خردورزانه، میهن دوستی، مروت، نوع دوستی، گذشت، بزرگی، شکوه و مهربانی را از دل شاهنامه بیرون کشیده اند و نسل به نسل انتقال داده و می دهند و به همین دلیل در هزار و اندی سالی که از نگارش شاهنامه می گذرد هرگاه ایرانیان احساس خطر کرده اند به سراغ شاهنامه رفته اند.

 

شایسته است حال که ایرانیان و در این میان بختیاری ها دوباره شاهنامه را از زیر خاکروبه ها  و از توی تاقچه ها بیرون کشیده اند، تنها به خواندن دلنشین آن بسنده نکرده  بلکه در کنار آن به درس ها، پیام ها  و اندرزهای آن هم توجه بیشتری داشته باشند.

 

درباره پرداختن به سروده ها و اشعار بختیاری (لری)، آنچه که فرهنگ ما ایرانیان را زیبا می کند، همین گوناگونی و رنگارنگی ملت و فرهنگ ما است، امروزه در جوامع غربی که چند سالی است بیگانگانی را در درون  خود پذیرا شده اند تلاش و کوشش بسیار می شود تا این فرهنگ های گوناگون را به گونه ای با هم در آمیزند که از سایش و درگیری بین آنها پرهیز شود، اما در ایران، ما تاریخچه ای چند هزار ساله  در این زمینه داریم و ما  نمونه بسیار خوبی از هم زیستی مسالمت آمیز بین فرهنگ ها، زبانها، ادیان، مذاهب و گویش های گوناگونیم که خود می تواند سرمشق دیگر مردمان این جهان نیز قرار گیرد.

 

در ایران، خوشبختانه هیچگاه سخن از این یا آن بدین معنا که یا "زبان پارسی و یا دیگر زبان ها و گویش ها" در میان نبوده است، از این روی همچون گذشته، نگهداری و پرداختن به فرهنگ ها، زبان ها و گویش های اقوام ایرانی برای هرچه بارور و شکوفاتر شدن زبان و فرهنگ ملی و مشترک همه ما ایرانیان که همانا زبان پارسی و فرهنگ ایرانی است نه تنها لازم  بلکه ضروری نیز می نماید.

 

و اما راهدار برای هریک از ماهایی که در دامان پر مهرش رشد نموده ایم یادگار خاطرات بسیاری است، از روزهای سرد و باران های سیل آسای زمستانی و تش منقل، تا روزهای گرم تابستانی  و باد سورش (سرخش)، از بهار دل انگیز لحبری تا پائیز و بادهای خنکش،  آب سور و شنا، تا باغ، تا تل گاری و سرپرچک، از عروسی ها، تشمال ها و رقص های  خاطر انگیزشان تا جنگ های ملال انگیز و پایان ناپذیر ملکی و پول علف چر...  بایسته است که از ویرانی آن به دو دلیل جلوگیری کنیم.

 

یک-:  به دلیل برخورداری از معماری بسیار زیبا و نسبتن منحصر به فردی که در ساختمان های آن بکار رفته است.

 

دوم-: بعنوان یادگار و ارث گذشتگان و نیاکانمان که برای ساختن آن تلاش بسیار و رنج های فراوان برده اند و در دل خود خاطرات تلخ و شیرین بسیاری از همه ما راهداری ها را نهفته دارد.

 

 

در پایان از اینکه این فرصت به من داده شد تا با نگارش این چند خط در جشن شما همراه شوم، از تک تک شما بزرگواران سپاس گذارم.

 

نوروزتان پیروز

 

بیست و پنجم اسفند 1386

 

آمستردام_ هلند

 مسعود علیزاده راهداری

 


RSS 2.0

Designed By ParsTheme

< لرستان