تبليغاتX
بُنه وار

بُنه وار
جشنواره شعر روستا
» آبان 1388
» مهر 1388
» مرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» بخش دوم - لرها در عراق فراتر از یک تصور
» لُرها در عراق فرا تر از يک تصور
» شعر ما در زهدان تجربه است
» معرفي كتاب
» رهدار بنه واری برای شاعران
» رهدار جای شما سبز بود
» گزارش ایبنا نیوز از جشنواره لری شعر بنه وار
» 20 شماره ای شادیانه
» فراخوان دومین جشنواره شعر بنه وار
» هماندیشی بنه وار

رهدار بنه واری برای شاعران یکشنبه 1388/01/23


هوشنگ پرتو ------------------------------------------------ نقل از نشریه لور



27 کیلومتر آن سوتر از جاده شوشتر روستای رهدار، روز دوم فروردین و ساختاری که بر آن جشنوار شعر بنوار نام نهاده‌اند تا زبان بهانه‌ای باشد که هر کجا آوایی یا هجایی نام لری را بر خود دارد بومی سرودی را برای واگویه‌های خود با قوم، بر زبان آورد.


دهلران، اردل، نورآباد ممسنی، خرم آباد لرستان فرا خوان جشنواره و همه کسانی که از روشن صبح در هر گوشه از شوشتر یا دزفول یا جاده بنوار دیده می‌شد و سوالی که تعاملی را بر میان می‌آورد «شما هم بنوار می‌رین؟» و همین منشاء تعاملی تا بگویند آنچه را در دل دارند به بهانه‌ی شعر و هر کس با بیتی، غزلی، دوبیتی دیگری را مهمان می‌کرد.
خانه‌ای در رهدار جایی که آتشی را «حسین حسن‌زاده‌ رهدار» بر فراز دیوارش افروخته است و اجاقی که وقتی با بنوار همخوانش می‌کنی روشنایی را برای بودن قوم می‌بینی و گفتگویی که :شعری بیاور تا قوم به دنگ لری بیت بگوید.
در خانه رهدار همه چیز مهیا است موسیقی لری، دلربایی شاعران بر هم و روبوسی‌هایی که یک نفر از مسجد سلیمان با شاعری از خرم‌آباد عزیزی از اردل، با آنکه از دهلران آمده است و شادی غریبی که همه را فراگرفته است و ناگاه بحث در می‌گیرد که چه کنیم لری بماند و شاد شاد نگاهم به آتشدانی می‌افتد  آنسو تر خاموش شده و رهدار می‌رود تا دوباره روشنش کند و این بار دغدغه‌ها را که می‌شنویم حرکت در زمان- خلق کلمات جدید، پاسداری از آنچه داریم، و بعضی‌ها هم از زندگی شاعرانه و قومی سخن می‌گویند تا قوم بماند.
لباس این بار لباس هم جایی برای نمود پیدا کرده است و همه با پوششی از جنس خود وبه رنگ‌هایی که نام او را بر خود داشت و ای کاش همیشه بهانه‌ای باشد تا احساس غریبگی با خود نباشد و غریبه ها ما را از خود دور نکنند و بانویی با مینا، آقایی با چوخا خود را نام ببرد و وقتی به او نگاه کنی لر باشد لر و نه شناسه دیگری را در خود بیابد و نه به دنبال جایی برای جای گذاری خود باشد و سرزمین خود را بیابد ورهدار این با بقچه ای به دست حاضران داده ونوشته بود می نای سرم بوسه زنه تا سرگل      چوغای ورم راز مگو داره به دل    تا روایتی باشد برای همیشه وبدانند که قوم ازابتدا تا منتهای شکوه اصالت دارد .
شعر این با شعر هرکس می‌آید می‌خواند کلمات لری، زبان لری با غزلی یا مثنوی و همه لری بهانه است لری و همه می‌آیند تا بگویند لر می‌ماند و لر به دنگ خود می‌خواند.
یک لحظه دلم گرفت نیم ساعت گوش دادم ویک لحظه دلم گرفت  گفتم نه زیبا است، زیبا است، چیزی می‌گفت زبان و قوم که همین چند مضمون نیست که شاعران فقط از آنها استفاده کرده‌اند و کلمات فقط این کلمات نیست که همه آن را تکرار می‌کنند و گفتم ای کاش مانند همه‌ی افراد قوم و همه‌ی چشم‌های قوم  وبه اندازه همه نگاه‌های قوم مضمون و غزل ودوبیتی بود .
واقعا با شکوه است یک لحظه به خود گفتم زنان قوم این بار گستردگی واژگان را برای خود گسترده بودند و «کبری پورعلی راهداری دبیرجشنواره» استوار با بانو‌هایی دیگر برنامه را سازمان می‌دادند که زیبا بود باشکوه بود و شوری دیگر داشت.
من «لک‌زبان» بودم یعنی به «لکی» شعر می‌گفتم ولی صبرم مرا تا انتهای برنامه با خود کشاند تا جای خالی «لکی» در جشنواره شعر لری پر کنم که نشد و نشد ولی هنگامی که یادبود جشنواره ا به همه دادند گفتم اشکال ندارد ما را هم دیده‌اند ولی وقتی نام لر بر زبان آمده بود کاش من هم غریبه نبودم و از همه گویش‌ها شعری خوانده می‌شد تا بنوار تنها نام بختیاری را برخود نداشته باشد.
جشنواره شعر بود القا کلمات، مضمون‌ها ، فرهنگ به مخاطب ولی گاهی مخاطب خود را همراه نمی‌کرد و برنامه به جُنگ تبدیل می‌شد، نه همان هم زیبا بود ولی وقتی شاعری دغدغه درونش را می‌خواند تا مخاطب را همراه در جاده وجود خویش بردارد ازدحامی آن را در خود می‌برد وبه یاد چند صدایی‌های قوم افتادم که یادمان برده بود لریم ونه اینکه با کلمات و فرهنگ لری خود را در پشت عرف و فرهنگ دیگری پنهان کنیم.
همه آمده بودند همه قوم هر کس شنیده بود آمده بود و در هر گوشه چشمی به صحنه دوخته شده بود تا عصر همه عاشقانه ماندند وشعر گوش دادند، دستمال بازی کردند تا دوباره فریاد غریبگی خود را بر زبان بیاورند و بگویند اگر بخواهیم می‌مانیم.

 


کد خبر : 1250

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

< لرستان