در پاسخ به پيام تلفن همراه جناب آقای ابراهيم خدايی که نوشته بودند : چه خوَر؟ کارو بار همايش وه دله ؟ ار خور اطلا خاصی بی بفرما مئن سايت * متن موجود نيست *
گرچه سخت سرگرم کارها و تدارکات بُنه وار هستيم کمتر به سراغ نوشتن و يا سر زدن به سايت دوستان می روم تا اين که متن بالا را دوست خوبم ارسال و مرا مجبور به نوشتن کرد .
از نخستين روزی که طرح و انديشه برگزاری گردهمايی شاعران لرزبان را در سر می
پروراندم هرگز فکر نمی کردم کارها به اين سرعت پيش برود . برای اندوختن تجربه اين
کار شرکت در جشنواره تمدار بيت وارگه ادبی اردل بخشی از کار جشنواره بُنه وار بود و
ديدم که زمان هم چون دونده ای تو را جا می گذارد و از تو پيشی خواهد گرفت. اين شد
که از کجا شروع کنم نخست به انتخاب افراد اهل دل در بين کسانی که به گونه ای به
روستا وابستگی داشتند دست زدم خدا را شکر گروه برگزارکننده از عاشقانی برگزيده
شدند که در کار خود استادند و گرچه يارگيری و تقسيم کار صورت گرفته ولی باز
همياری در همه ی زمينه ها قابل تقدير است . گاه مديربرنامه ريزی کار تدارکات را انجام
داده و مسئول انتظامات در اشتراک نظر و برنامه ريزی بسيار موثر بوده است.
و... به هر حال تا کنون هجده نشست همانديشی بين گروه ما صورت گرفته که هر بار
خوشبختانه همه حضور داشتند که نشان از جدی بودن کار بود نخستين آن يکم مهرماه
1386 و آخرين آن هفدهم اسفند ماه در محل روستا راهدار بوده است .
اين همانديشی ها نخست با جوانان بين هفده تا سی سال آغاز شد و در نشستهای بعدی
با بزرگتر ها از زن تا مرد در دو مرحله و آخرين نشست عمومی با شورای طايفه ای
رهدار در سطح استان بود . مانده نشستهای همانديشی بين گروه بود که از برخی اساتيد
شعر و هنر در سطح استان از قبيل استاد هرمز عليپور – استاد عباسيان (فريد
رامهرمزی) . استاد آقای علی رضايی – مهندس فريدون کرائی – و جمعی از اساتيد شعر
و موسيقی تا کنون صورت گرفته .
وقتی خبر جشنواره شعر عموميت پيدا کرد ديگر ما بُنه وار را محدود به چند نفر نديديم
چرا که مادری( بانو آغا بيگُم رهدار زاده) که تحصيلات کلاسيک هم نداشتند از
شهرستان مسجد سليمان خواستند که حتما يکی از نشستها درمنزل ايشان باشد وقتی از
اهواز به سرای پر مهر و مادرانه ايشان رسيديم با ديدن استادی از دانشگاه آزاد مسجد
سليمان و هنردوستان زيادی را که به خانه خود دعوت نموده بودند سرافرازی زبان و
ادبيات قوم لررا تجربه کرديم .وقتی آقای عليمراد کيانی نژاد مشتاقانه حياط منزلش را
بعنوان محل برگزاری جشنواره در روستا اعلام کند و بيزن ابراهيمی بدون هيچ تقاضايی از
جانب گروه بخو.اهد تا برخی کارهای تدارکاتی را انجام دهد و جهانبخش راهداری کارهای
صوتی را بی هيچ چشم داشتی و کيوان منصوری راهداری چاپ کارهای بنر و پلاکادر
جشنواره را هديه دهد و آذين حسن زاده رهدار کا رهای گرافيکی پوستر و بنر را و
طراحی متن تقديرنامه ها را به عهده بگيرد و ديگران که کمکهای نقديشان ما را شرمنده
کرده اند و عزيزان شاعری که به فراخوان ما پاسخ دادند . آيا اين نشان از کار گروهی
نيست و هنر را بين مردم بردن و برای مردم خواستن نيست ؟ آيا می توانيم بگوييم شعر
لُری در خوان هفت سين دلها نشسته است ؟ بی شک آری .
شمارا خواهيم ديد و بقيه را خودتان خواهيد نوشت
محل برگزاری ما :
روستای راهدار(رهدار) کيلومتر 27 جاده شوشتر به مسجد سليمان سمت راست جاده آسفالت فرعی رهدار – کُراهی 12 کيلومتر خواهد بود . فضای جشنواره در فضايی باز درمنزل يکی از روستاييان که داوطلبانه برای همه ساله در اختيار بُنه وار قرار داده اند با چشم اندازی از معماری محلی در آغوش طبيعت روبرو خواهيد شد . در اين مکان
اجرای موسيقی محلی و شاهنامه خوانی آوازی علاوه بر خوانش شعرلُری توسط شاعران لری سرا ديدار شماست که خانه دل ما را گرما می بخشد .
دوم فروردين 1387 ساعت 14 روستای رهدار معيادگاه عاشقان زبان و ادبيات لُر