X
تبلیغات
بُنِه وار

حضور فعال انجمن ادبی بلازه در کنگره خیام نیشابوری 

28  فروردین سالگرد خیام نیشابوری بوده است، و 30 فروردین کنگره این دانشمند بزرگ در نیشابور در حال برگزاری است. حضور آقای آریاپور فریاد  تخلص ادبی "یونس شفیعی" عضوی از اندام انجمن ادبی بلازه با برگزیدگی مقاله ای به نام "باستانگرایی در شعر خیام" افتخاری برای جامعه ادبی لر می باشد. 

خیام! تو هشیاری تینگـُـر بیدی
إز پاله ی خینالی دل پُــر بیــدی 
هِیجار إیزینی بیت شِراو آلــیده
خیام! گِموُنُم به خدا لـُـر بیـدی!
(رهدار) 

برگردان:
خیام! تو هشیاری هر تلنگر بوده ای
از پیاله ی خون آلوده ی دل پر بوده ای
فریاد می زنی بیت شراب آلوده را 
خیام! سوگند به خداوند به گمانم تو لر بوده ای! 
(رهدار)

+ نوشته شده در  شنبه 1393/01/30ساعت 18:21  توسط رهدار  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1393/01/09ساعت 11:39  توسط رهدار  | 


عکس و مطلب از: حسین حسن زاده رهدار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/01/05ساعت 12:55  توسط رهدار  | 

پری گَپ زنه سیت وه زون لُری

موکیش شیشمی شادینه بیت بندون لُری بُنه وار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/12/07ساعت 17:2  توسط رهدار  | 


شاهد انحطاط زبانتان نباشید کسی به شما زبانی لُری نمی  بخشد !

http://upcity.ir/images2/96045886337992994559.jpg


زبان لُری تراوش یافته ای از بازتابهای اندیشه وآیین ها  و رفتارها فرهنگی ، اجتماعی ، خواسته ها و نیازها روزمره ی ملتی کهن است که در گستره ی سرزمینهای لُر به رخساره های  شاخه های زبانی، گویشها و لهجه های  زبان لُری  پدیدار گشته است . این  گویش ها و لهجه ها  با همه ی  سهم و تهدید های ناشی از هجوم فرهنگهای نالُریاتی  در مسیر تیر رس نابودی قرار دارند و تا کنون بی تاثیر از آن هم نبوده اند .
ملتی اگر زبان نداشته باشند هویت هم ندارند ،  پیشینه ای هم ندارند ، بناچار فرهنگ دیگران را بعنوان فرهنگ خویش در معرفی خود  بخدمت میگیرند . پس شناسنامه ی یک ملت زبان اوست که فرهنگش را خورشیدانه عالمتاب می کند .
در خصوص زبان لُری ، پیشینه و بررسی ساختاری وضعیت ارگتیوی زبان شاخه های لُری و  نسبت دادنهای آن  تا کنون سخنهای فراوانی آمده است اما به نکته ای که جناب آقای" ریبوار" نویسنده ی کُرد در کتاب "لهجه های کرمانجی  وسطی (سورانی) "  آورده ضمن اینکه به شاخه ها و لهجه های کُردی اشاره می کند ، اشاره ی جالب تری به زبان لُری دارد شاید برای خیلی از خودگریزها این گفته ی جناب" ریبوار"کسل کننده باشد : "بعضاً گفته می شود زبان لُری نیز لهجه ای از زبان کُردی است ، باید در این مورد عرض کنم که بر اساس تحقیقاتی که اخیراً صورت پذیرفته است زبان لُری مجزا از زبان کُردی و مجزا از زبان فارسی معرفی شده است هرچند که این زبان تا حد بسیاری متاثر از زبان کُردی بوده است ". (ریبوار– نسخه 102 صفحه 13)
اما آسیب شناسی زبان لُری گذشته از سیاستها و تحمل ستمهای  قومی  شرایط و پدیده های طبیعی ،  وجود دیواره های بلند کوهستانی ، جدایی افکنی دره های عمیق ، رودخانه ها ، وضعیتهای نامساعد جوی و گستردگی و پهناوریهای سرزمین های لُرنشین از جمله عوامل تشکیل دهنده ی عدم ارتباط تنگاتنگ  و عدم دسترسی لُران به  همدیگر  گردیده  و موجب پدیده ای بنام نداشتن یک زبان واحد بود ه است . یاد کردن از این همه عوامل یکی از زاینده  ترین شادی و شیونهای زبان لُری است  شادی از اینکه زبان لُری زبانی انعطاف پذیر است و زبانی سازگار که با هرگونه تغییرات بومی  و جغرافیایی ، چوغا و گُلونی  و قَوا و جقه ی آن جغرافیا را به تن می کند و به زندگی اش آنگونه که می خواهد ادامه می دهد و موجب آفرینش تنوع فرهنگی در یک قوم با همه همریشگیهای هُمبَهره ای که دارد . اما شیون ، به علت نداشتن ادبیات مکتوب ، نبود یک زبان واحد پس از بین رفتن زبان لُری مادر ، استفاده از زبان غیر لُری در حداقل مکاتبات وعدم بهره گیری حکومتگران لُر در گذشته  از زبان لُری در فرصتی که داشته اند و استفاده از زبان فارسی در برخوردهای سیاسی شان با دیگران ، پراکندگیهای گویشی و گویشوران به گونه ای  که یک یا دو روستا یا دو تَش(آتش در تقسیمات قومی ) از یک طایفه دارای لهجه متفاوتی اند که ناشی از عوامل یاد شده ی بالاست و نتیجه ی اش را می توان به گونه ای دنبال کرد که جناب "دکتر زهرا کار" در مجموعه مقاله های همایش ادبیات بومی لُرستان ارائه دادند  رسیده است  ایشان در سخنرانی شان اشاره  به واژگان بیشمار لُری دارند  که اصالتن لُری نیستند و ما آنها را لُری می پنداریم در صورتی که معادل لُری شان موجود است ولی بکلی بدست فراموشی سپرده شده و گویشوران از لُری کرده ی واژه فارسی و عربی استفاده می کنند  .  مثلن "برادر " را " برار " و "عمو" را" عامو "وووو
همانگونه که این آسیب پذیریها در اقوام مشابه ای چون  قوم کُرد و تالش هم وجود دارد . به هر حال نکته ی قابل ملاحظه تر اینکه به  مرور زمان این گویشها و لهجه و تنوع زبانی به علت عدم زبان واحد لُری بهتر می توانست دستخوش سیاستهای غیرخودی قرار گیرد و دچار دگرگونگیهای غیر اصولی شود که این تغییرات  از  وجه ی اصالت و صمیمیت زبان لُری اش بدور گشته و دچار کاستی هایی گردیده که امروز مشاهده و شاهد انحطاط زبان لُری می شویم  زبانی که روزی شیرین زبانی لُربچگانش زبانزد خاص و عام بود " هر کُجه لُربچه ای شیرین زبونه " و زبان پریان اش می نامیدند " پری گپ زنه سیت وه لزب ِ (لفظ) لُری "  یا "سیت ایزنه گََپ پَری آسمون / راز نِهونینه به زونِ خُمون –  پری آسمان به زبان خودی (لُری)راز نهانی را با تو در میان خواهد گذاشت"یا " تا عسل زونِ لُری وَس به رَه / قند  ایگُروسه  اِروه  وُر  پَنَه" تا عسل زبان لُری جاری شد قند بگریخت ودر کُنجی خود را پنهان نمود   ووو 
 پس چگونه شده است ؟
آیا هرگونه بی تفاوتی موجب خیانت به این زبان بیمار و  زخمدار نیست ؟  آیا برای پیشگیری از این انحطاط زبانی تاکنون چند کتاب آموزش زبان لُری اعم از مینجایی ، بختیاری ، ثلاثی ، کهگیلویی ومماسانی ... به بازار آمده ؟ چند نسخه ی صوتی آموزش و اصطلات لُری  با این همه پیشرفتهای الکترونیکی دنیای رسانه ای در دسترس مردم قرارگرفته است ؟ تا کی باید زبان غیر خودی زبان تمدن ، زبان سواد ، زبان فرهنگ ، زبان دگرباشی شهری ،  زبان مکاتبه ای بین دو همتبار لُر باشد ؟ تا کی نتیجه کاری را که دشمنان از ما انتظار دارند  سرعت می بخشیم ؟ تا  ما لُرهایی با هر لباس و شاخه و زبان و گویش و لهجه ای که داریم و در هر جغرافیایی از این سرزمین که زندگی می کنیم بیش از هر بیگانه ای  تبر بدست  به زبان در حال انحطاط مان  ضربه بزنیم . و در انتقال جوکهایی که قوم لُر را جایگزین جوکهای دیگران کرده همکاری می کنیم . چرا در پاسخ جوکهای پیامکی یه لُری بود ... نمی گوئیم یه لُری بود به نام علیمردان ،، یه لُری بود به نام کریم خان زند ، یه لُری بود بنام آعلیداد رستم بختیاری ،یه لُری بود به نام سردار اسعد ، یه لُری بود به نام رئیسعلی دلواری ، یه لُری بود به نام پژمان بختیاری یه لُری بود به نام سردار مریم ، یه لُری بود به نام بی بی قدم خیر ، یه لُری بود به نام کی لُهراسب باتولی بویراحمدی ، یه لُری بود به نام فایز دشتی ، یه لُری بود به نام بابا طاهر لُر همدانی ، یه لُری بود فاتح قندهار، یه لُری بود فاتح ایالات گجرات هندوستان ، یه لُری بود فاتح بحرین و جزایر جرون قطر ، یه لُری بود فاتح بصره وباز پسگیری  جزیره ی خارک  ، یه لُری بود به نام بهمن علاءالدین ، رضا سقایی ، و لری بود که  در شهرهای دزفول ، مسجد سلیمان ، شوشتر، شوش ، رامهرمز ، بهبهان ، آبادان ، اهواز ، اندیمشک ، دهلران ، دره شهر ،  خرم آباد ووو خانه اش با خاک یکسان شد و چه جان شیرین عزیزانی که برای پاسداری از ناموس و سرزمین اش از کف نداد ... و اما دشمنان تبر به دست خودی فرهنگ لُری عده ای دیگری هم هستند که نباید از نیش این قلم جا بمانند.
این تبربدستان خود به دو دسته اند یکی آنهایی که نمی خواهند و نخواسته اند لُری گپ بزنند که تکلیفشان مشخص است و دسته ی دیگر هم  که خطرشان از دسته ی دوم  خطرناکتر است شاعران و نویسندگان لُری هستند که نمی خواهند لُریاتی بیاندیشند . نه اینکه هر شاعری مخترع یک واژه است ؟ آیا این اختراع به خدمت زبان لُری گرفته شده یا با هیجار طلبی  و کاربردها و اصطلاحات  غیر خودی آرایش شعر  و آثار و نوشتارش را ساماندهی  می کند و چون شاعران قرن چهارم و پنجم زبان فارسی هرگاه به خشکسالی قافیه می رسیدند با وارد کردن واژگان و معادلات عربی سرته قصائد را  خِفت (گره ) می زدند و صله و خلعتینی از دربار دریافت می کردند  اگرآن شاعرقرن چهار و پنج به خلعتش می اندیشید تا زبان  ملت اش بیاندیشد ،  شاعر و نویسنده  لُریاتی ما به چه می اندیشد ؟ به انحطاط زبان مادری اش ؟ یا  صله و خلعتین گرفتن یک واژه از زبان جایگزین ؟
" رهدار" آذر 1392                                                   
 

http://upcity.ir/images2/19184878389895057320.jpg
 
+ نوشته شده در  شنبه 1392/12/03ساعت 13:33  توسط رهدار  |